سلام
مدت زیادی نبودم امیدوارم همتون خوب باشینو زندگی به کام. یه تشکرم بدهکارم از شما دوستان که نظراتتون مثل بوی نم بارون رو تن خشکم میمونه متشششکرم. زندگی بازیایه زیادی واسه ما آدما داره خوب یا بدش هر چی باشه جزء قشنگی های زندگیه اینطور نیست؟؟؟؟!!!!.... . بگذریم اگه بخوام از مشکلات بگم حوصلمون سر میره یه شعر جدید میزارم شاید یکی خوشش اومد: میتوان عشق را فهمید و عاشق جان سپرد میتوان شاد بود و غم را از یاد برد میتوان سختی راه را با جان خرید میتوان تخم نفاق از ته برید میتوان یار را دید و محبت هدیه کرد میتوان با صداقت در کینه رخنه کرد میتوان در دل شب تا صحر بیدار ماند میتوان شور هستی را شاد خواند میتوان اشک را به دست فراموشی سپرد میتوان با دلی عاشق جان سپرد میتوان مست بود با بانگ شبگردان شب میتوان با درد عشاق سوخت با درد و طب میتوان عاشق بود و زنده ماند میتوان با یار بود و چون خدا تنها نماند آری میتوان در این کران بی کران عشق را فهمید و عاشق بود تا پای جان خیلی گلین بازم برمیگردم تا اون روز .......... .
ساعت: 14:40
تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387

